فراتر از خبر
خانه | قاب دوست داشتنی | یکی از پاتوق های ایام دانش آموزی!
یکی از پاتوق های ایام دانش آموزی!

یکی از پاتوق های ایام دانش آموزی!

 

327209_Jzbk6ING

ایشون آقای معافی هستن ؛ مسئول روابط عمومی!

بسیار بسیار مواضع و خوش برخورد با دانش آموزها!

بعدا فهمیدیم که ایشون معلم دایی ما هم بودن!

در کنار ایشون هم فردی بودن به نام آقای صادقی!

پیرمرد دوست داشتنی که میشدن پدر مدرسه!

به کسی نگید! ما زنگای تفریح میرفتیم تو اتاق ایشون و چایی میخوردیم!

حالا چندم بودیم؟ سوم و چهارم دبستان!!

یعنی اگه مدیر مدرسه یا ناظم میفهمید پوستم کنده بودا! داغ داغ میخوردم:دی

چه مرد نازنینی بود. اگه در قید حیات هستن که ایشالا سلامت باشند

و اگه به رحمت خدا رفتند ، ان شاء الله مورد رحمت و مغفرت الهی باشند….

واقعا چرا انقد زود گذشت؟

.

.

.

بدترین دوران زندگی من

دوران دبیرستان بود

دبیرستان دوره شکوفایی باید باشه

دوره ای پر از خاطرات خوب

اما بر عکس ظاهر امر….

امیدوارم هیچ وقت تکرار نشه

دوره ای که فشار بسیار بسیار زیاد بود

و مرتکب اشتباهات استراتژیک شدم!

اصلا نباید اون مدرسه رو انتخاب می کردم

علی رغم اینکه رفقای بسیار خوبی داشتم

برا همین تمایلی ندارم خاطره ای از دوران دبیرستان بگم….

تو مشاوره یه بحثی هست به نام:

گشتالت نا تمام!

میگه افراد تو ذهنشون وقتی با مسئله ای دچار مشکل میشن که

اون خاطره رو نمی بندن تو ذهنشون و تمومش نمی کنن

و مدام تکرار می کنن!

ما هم گشتالتمون رو بستیم!

باید بعضی از خاطرات ــ آدما رو برای همیشه بست!

برای همیشه!

بعد این وسط مشاور میاد تسهیل می کنه

که مراجع راحت تر بتونه اون ماجرا رو کنار بذاره

آره خلاصه….

بعضی خاطرات رو هم باید قربانی کرد

فقط حیف که

بعضی آدما هم درون اون خاطرات خواهند مرد…

 

درباره‌ی آبدارچي كاروان

من يك هيچ...و اين آغاز تناقض عاشقانه اي بود كه خدا مقرر كرد برايم.........

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

4 + پانزده =