فراتر از خبر
خانه | مادرانه | پلنگ !
پلنگ !
رنگ روغن روی چرم

پلنگ !

سری دوم نقاشی های مادر 

رنگ روغن و پاستل

رنگ روغن و پاستل

 

رنگ روغن روی چرم

رنگ روغن روی چرم

 

 

رنگ روغن

رنگ روغن

 

 

 

پینوشت:

وقتی مادر داشتن اون تصویر پلنگ روی چرم رو می کشیدن

ما هم کم و بیش در جریان بودیم!

آخرای شب که کار این نقاشی تموم شده بود ، مادر ما هم اینو انداختن روی مبلی که در مسیر رفت و آمد هس!

ما هم نصف شب بلند شدیم آب بخوریم!

حالا همه چراغای خونه خاموش و فقط یه چراغ کوچیک توی آشپزخونه روشن بود!

هیچی دیگه!

نور افتاده بود توی چشم این که مادر روش روغن براق کننده زده بودن!

ما هم خوابالو خوابالو یهو چشممون افتاد بهش!

تقریبا تا مرحله قالب تهی کردن پیش رفتم:|

برا چند ثانیه کاملا فکر می کردم یه پلنگ رو مبل خونس و داره منو نگاه می کنه!

وضی!

درباره‌ی آبدارچي كاروان

من يك هيچ...و اين آغاز تناقض عاشقانه اي بود كه خدا مقرر كرد برايم.........

۴ نظر

  1. اون مشابه اتفاق که تو اینستا گفتم و پستش رو هم گذاشته بودم قبلا همون قضیه نارگیله س 🙂
    فکر کنم خونده باشین
    .
    .
    .
    +
    کار ها بسیار زیباست 🙂

    • نارگیل؟ نه نخوندم: |
      سلامت باشین: ) نظر لطف شماست: )

      • ما شب خوابیده بودیم
        نصفه شب پا شدم برم برا همون آب خوردن واینا
        تو جام نشستم ی لحظه
        دقیقا روبه روی من ی پشتیه
        پشت سرم آشپزخونه س
        از بالای پنجره آشپزخونه نور میوفته رو این پشتیه
        بقیه خونه تاریک
        سرمو بلند کردم یهو اینو دیدم 😐 ( نور افتاده بود رو این ) http://8pic.ir/images/bo3ee42hnv7qy9p89m9z.jpg
        هیچی دیگه دقیقا همین حالتی که برا شما پیش اومد برا منم شد 😐
        رفتم زیر پتو و دعا دعا کردم که زودتر صبح شه فقط 😐 : دی
        نفمیدم چجور گذشت 😐 : دی
        کار داداش ِ گرام بود 😐

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

19 + 6 =