فراتر از خبر
خانه | بافه هاي احساس | نیمه گمشده من….
نیمه گمشده من….

نیمه گمشده من….

بـــا تــــــــــو ام …

بله! با خود شمام!

واقعا حیا نمی کنین میاین مطالب خصوصی مردمو میخونین؟ حتما باید رمز بذارم؟ خدا نمی بینه؟ حتما باید دوربین مدار بسته بذارم؟

اصن ما از این مطالب “خاک بر سر نما” تا حالا داشتیم که فکر بد کردین؟! نچ نچ نچ نچ :دی

عیدتون مبارک!

ایشالا که این دو ماه توشه پرباری رو کسب کرده باشین و در ادامه زندگیتون بر مدار اهل بیت علیهم السلام باشین!

ایشالا اونایی که مجردن و سر صف واستادن ، زودتر برن کنار! آقا با شومام!

تو این دو ماه خبر عقد برخی دوستان که قبل از محرم ، ازدواج کرده بودند رو شنیدیم که از همین تریبون بهشون تبریک عرض می کنیم! بعضیا یاد بگیرن!!

خبر دیگه اینکه استاد معظم و معزز بالاخره نمره ما رو مرحمت فرمودن! گفتم لذتش را با تمام شهر تقسیم کنم و از این حرفا! تا ۳۰ آذر وقت داشتیم ایشون ۲۹ آذر نمره ما رو دادن! یعنی اصن….:|

آهان!

از دیگر رویدادهایی که رخ داد ، تشکیل دپارتمان نویسندگان آقا ، با حضور اساتیدی همچون جناب دردواره ، جناب قریب ، جناب مرصاد ، جناب پرتو و این حقیر بود که بسی مشعوف شدیم از زیارت دوستان!جلسه خیلی خوب و صمیمانه ای بود! همین که دوستان چند ساعتی رو با هم سپری کردن و قلوب مومنین به هم نزدیک تر شد ، جای خرسندی داره! ایشالا این جلسات ادامه داشته! ( البته از بیان مکان جلسه به دلایل امنیتی معذوریم! ایشالا همین جمع خانه اسپاگتی مشهد!!)

درباره‌ی آبدارچي كاروان

من يك هيچ...و اين آغاز تناقض عاشقانه اي بود كه خدا مقرر كرد برايم.........

۱۶ نظر

  1. بله خب
    جلسه بعدی کی باشه؟!!!!!!!!!

  2. عید همگی مبارک.
    دپارتمان خانم ها کی تشکیل میشه؟

  3. خانم های نویسنده همه کافه کتاب دعوتن تا دفه دیگه بعضیا نیان از دپارتمان خانوما بنویسن اینجا:|
    اصن بم برخورد:/
    عه:/

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

دو × پنج =