فراتر از خبر
خانه | كاروانسراي ابراهيميان | من یک دختر ۲۲ ساله هستم….
من یک دختر ۲۲ ساله هستم….

من یک دختر ۲۲ ساله هستم….

چهار سال است که پسری را دوست دارم ولی خانواده ی ایشان با ازدواج ما مخالفت می کنند . ما نمی توانیم از هم جدا شویم زیرا همدیگر را خیلی دوست داریم. خانواده ها نباید جلوی عشق جوانان را بگیرند. ما باید چکار کنیم؟


پاسخ –یکی از سوالاتی که از ما پرسیده می شود این است که ما همدیگر را دوست داریم ولی خانواده های مان اجازه ی ازدواج نمی دهند. یکی از سوالاتی که ما از جوانان می کنیم این است که شما ثابت کنید به درد همدیگر می خورید تا ما بگوییم چگونه پدرومادرتان را راضی کنید. ۹۰ درصد آنها نمی توانند بگویند که چرا به درد همدیگر می خورند. تنها دلیلی که برای اثبات درستی ازدواج شان می گویند این است که همدیگر را دوست دارند. در سن ۱۸ سالگی یعنی در عین خامی یک عشقی ایجاد شده است و چهارسال رشد کرده و به یک وابستگی شدید تبدیل شده است. حالا این جوان از افراد پخته ی خانواده می خواهد که به عشق او جواب مثبت بدهند. ما نمی توانیم به این خانواده ها توصیه کنیم که چشم بسته حرف جوانان را قبول کنند. برای اثبات اینکه این دو جوان به درد هم می خورند باید عشق وعلاقه و وابستگی که تولید شده، تعدیل شود. یعنی پرده ای که جلوی چشم ها را گرفته و اجازه نمی دهد که شخصیت واقعی فرد دیده بشود کنار برود بعد دو طرف می توانند به اندازه ای همدیگر را بشناسند و یکدیگر را بررسی کنند. راه دیگر این است که با یک مشاور متعهد مشورت کنند.
به پدر و مادرها می گویم که من به عشق های خیابانی اعتقادی ندارم و این عشق ها را شایسته اعتماد نمی دانم که بتوان یک زندگی را بر اساس آن بنا کرد. اما ممکن است که دو نفر ارتباط ابتدایی شان نادرست باشد وعشق شان یک وابستگی باشد ولی به درد یکدیگر بخورند. شما از ابتدا همه چیز را منتفی ندانید. راه منطقی اش این است که شما به دنبال این باشید که این دو جوان به یکدیگر می خورند یا خیر. اگر این دو جوان کفو همدیگر باشند، این مخالفت می تواند منشأ بعضی از خطرات باشد.
آمار نشان داده که بسیاری از این ازدواج ها که با عشق های خیابانی شروع شده، سرانجام خوبی ندارد ولی اینکه به پدر و مادرها می گوییم که مخالفت شان منطقی باشد به این دلیل است که آنها به فرزندان شان کمک کنند که این عشق را تعدیل کنند و دیگراینکه باید واقع بینانه حرف زد. گاهی اوقات این ازدواج ها به سرانجام خوبی هم رسیده است یعنی دو طرف فهمیده اند که اشتباه کرده اند ولی بعد به یک نقطه ی عاقلانه می رسند. آنها با در نظر گرفتن یک گزاره هایی که کارشناسان به آنها می گویند می توانند یک ازدواج عاقلانه داشته باشند. پس نباید بطور کلی با این ازدواج ها صددرصد مخالفت کرد. اگر شخصیت دو طرف توسط  مشاور بررسی شود و دو جوان به نقطه ای رسیده باشند که بتوانند عاقلانه به این ازدواج نگاه کنندو ارتباط گذشته را ارتباطی بدانند که بعد از زندگی تداوم نخواهد داشت، احتمال ازدواج وجود دارد. البته تجربیات مشاوران نشان می دهد که این احتمال ازدواج خیلی کم است.

از گفتگو های برنامه گلبرگ….

 

درباره‌ی آبدارچي كاروان

من يك هيچ...و اين آغاز تناقض عاشقانه اي بود كه خدا مقرر كرد برايم.........

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

هشت + پانزده =