فراتر از خبر
خانه | مادرانه | معلم باید عاشق باشد!
معلم باید عاشق باشد!

معلم باید عاشق باشد!

یک سال قبل از انقلاب در کنکور شرکت کردم و پتروشیمی و تربیت ومعلم در دانشسرا قبول شدم. هر چه فکر کردم دیدم رشته پتروشیمی شاید دنیایی باشد اما آخرتی نیست.آن هم در محیط های اداری آلوده آن قبل از انقلاب و آن هم برای کسی که چادر را به عنوان حجاب برتر انتخاب کرده بود… .

بالاخره به دانشسرا رفتم و از آن جایی که معلمان ادبیات همواره زیر نظر بودند و دست و پایشان برای فعالیت بسته بود ، رشته زبان را انتخاب کردم و شدم تنها چادری کلاس های زبان. استاد ها کلاغ سیاه صدایم می زدند! و رئیس دانسشرا خانمی بود که ندیمه فرزند اول شاه بود و حالا خودتان بقیه اش را بخوانید که ایشان خودش مرکز ساواک بود برای دانشسرا.

بارها چادر های دانشسرا به اخراج تهدید کرده بود و زمانی که اخراج قطعی شد ، انقلاب آغاز شد. از اخراج منصرف شدند اما هر روز دم در دانشسرا ، همه چادر ها را بازرسی بدنی می کردند تا مبادا اعلامیه ای وارد آن مکان شود. بالاخره ما را تقسیم کردند برای کارآموزی! مخصوصا مرا به مدرسه پسرانه فرستادند. بعضی از بچه های آنجا سنشان از من بیشتر بود و مدیر مدرسه مرا ترسانده بود که اینها چاقو کش هستند و مراقب خودت باش.

گذشت و دوران کارآموزی ما تمام شد و ما را در نواحی مختلف آموزش و پرورش تقسیم کردند.تقسیم بر اساس معدل بود و معدل های بالاتر را به مناطق بالاتر می فرستادند. اما من مخالفت کردم و به انتخاب خودم به یک مدرسه در پایین شهر(افسریه و مسعودیه) رفتم.اولین مدرسه ام در خیابانی بود که تقریبا مثل بیابان بود. زمانی که با کرایه های آن خیابان به انتهای خیابان می رفتم ، چند سسگ به ماشین حمله می کردند اما من عاشق مدرسه و بچه های آنجا بودم.واقعا با بچه هیا شمال شهر فرق داشتند.شاید به خاطر اوضاع مالی و خانواده ، درسشان ضعیف بود اما کار با آن ها راحت تر بود.

در ضمن درس زبان دادن ، برای بچه ها کتاب های دیگر می خواندم که مربوط به انقلاب بود یا شعر های انقلابی ؛ البته از درس نمی زدم!

یک روز که اعتصاب بود و قرار بود به کلاس نرویم ، من هم نرفتم اما روز بعد متوجه شدم که همه رفته اند جز من!! و سربازی آمده حضور و غیاب کرده و اسم مرا نوشته و برده!

۶ ماه نشد که مدارس تعطیل شد که اگر نشده بود معلوم نبود چه بلایی سر من می آمد. اول مهر ماه سال بعد ، انقلاب به ثمر نشسته بود و آموزش و پرورش مرا به عنوان مدیر مدرسه انتخاب کرد با سابقه ۶ ماهه! هر چه گفتم که من هیچ چیز از مدیریت نمی دنم گفتند فعلا به کسی اعتماد نداریم. برایمان کلاس مدیریت گذاشتند و خیلی زود با همه چیز آشنا شدم و در مسائل گوناگون ، کمکم می کردند.

دو سال مدیر بودم و کارهایی در آن مدرسه شده بود که سال ها نشده بود و بعد از دو سال به خاطر بچه داری به تدریس بازگشتم.

حالا پس از چند سال ، دانش آموزانم را فراموش نمی کنم و دوستشان دارم. با تعدادی از آن ها در ارتباط هستم ؛ تحصیلات عالی دارند.ازدواج کرده اند و بچه دارند و در همین موارد با من مشورت می کنند…..

حالا زمانه فرق کرده است.دانش آموزان دیگر مثل قبل نیستند و بیشتر آنان رعایت احترام و ادب در برابر معلم و کادر مدرسه را نمی کنند.اگر در مواردی برای بهتر تربیت شدن دانش آموز ، مادر یا پدر او را بخواهی و مشکل را به آنان در میان بذاری برخورد تندی خواهند کرد که این همه پول می دهیم به چه حقی به فرزند ما گفتی بالای چشمت ابروست!!

شکل گیری دانش آموزان به این نحو اثرات بدی در زندگی آینده آنان خواهد داشت. دانش آموزی که از قانون مدرسه تبعیت نمی کند ، یاد نخواهد گرفت که در آینده از قانون همسر داری از اسلام تبعیت کند و همین است که امار طلاق از ازدواج بیشتر شده است و همین است که پیدا کردن پسر و دختر خوب که مطیع امر ولی و دستورات اسلام( نه در گفتار که در رفتارش) واقعا امری ناممکن شده…..

ادامه دارد…!

001.jpg

عکس سمت راست بالا و پایین و سمت چپ پایین: اطراف مدرسه

سمت چپ بالا: آن دو ساختمونی که اون دور هست ، مدرسه است!!

*عکاس : مادر

درباره‌ی آبدارچي كاروان

من يك هيچ...و اين آغاز تناقض عاشقانه اي بود كه خدا مقرر كرد برايم.........

۱۰ نظر

  1. سلام
    روزتون مبارک باشه
    انشاالله سالیان سال سلامت باشید.
    باید دست معلمانی مثل شما رو بوسید که عاشقانه برای تربیت بچه ها انرژی گذاشتند. و عمرشون رو هزینه این مسیر کردن.
    پافشاری روی حجاب چادر و به جون خریدن مشکلات این مسیر صبر و اعتقاد بالایی می خواد که اگه ما الان ذره ای داشته باشیم از شما یاد گرفتیم و اگه مقاومت اون روزهای شما نبود به ما هم نمی رسید.
    به نکته خیلی دقیقی درباره مطیع بودن اشاره کردید،درسته .اگه امروزه روحیه تبعیت بین شیعیان و محبین اهل بیت باشه و رفتارشون در قبال اهل بیت تبعیت باشه اثرش رو هم در زندگی روزمره و مخصوصا در زندگی خانوادگی می بینیم و هر روزه انقدر با مشکلات مواجه نمی شیم.
    البته افراد مطیع هم هستن برای پیدا شدن که صد البته یافتن شون سخت شده و به دعای خیر شما مادرها باید تربیت بشن و رشد کنن و به راحتی پیدا بشن.
    باز هم روزتون مبارک باشه.

    • سلام
      ممنون از محبت شما انشاالله همانطور که شما می فرمایید باشد .
      و خداوند لحظه ای ما را به حال خود وا نگذارد .ما برای اینکه تابع محض اهل بیت علیهم السلام باشیم باید تمرین کنیم ابتدا با تبعیت از پدر و مادر و همسر و سپس تبعیت محض از نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه
      آن شاء الله با یاری خدا در این راه موفق شویم که راه گشای همه مشکلات است
      ممنونم
      موفق باشید

  2. سلام 🙂
    روزتون مبارک به توان دو 🙂 هم روز مادر بودن و هم روز معلم 🙂

  3. مثل این که من اشتباهی گزینه پاسخ دادن رو برای نظر دادن انتخاب کردم! و نظرم رو اونجا نوشتم
    عذر تقصیر

  4. سلام مامان اون پسره… (اسمش نوک زبونمه..)
    شما خیلی خوب بودید خوش بحال دانش آموزاتون…ما فقط معلم کلاس پنجممون خوب بود خانوم!

    • سلام ممنون از لطف شما عزیزم همه معلمها خوبند مگر کسانی که هدفشان از تدریس فقط گرفتن پول در ازای دادن معلومات خود به اسم آموزش است وبعد اصلی که همان پرورش است را کاری ندارند مثلا با دانش آموز بی ادب ، بی ادبند و همین دانش آموز بعد از سالها کسب علم رفتاری دارد که دیگران را به تعجب وا می دارد و می گویند این همه درس خوانده ولی هنوز ……..انشاالله همه معلمها درامر آموزش وپرورش احساس مسئولیت کنند تا مشکل این جمله بشوند که معلمی شغل انبیاست.ممنون از محبت شما

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

هشت − 3 =