فراتر از خبر
خانه | چند جرعه شعر | عاشقانت میفروشند عیش را….
عاشقانت میفروشند عیش را….

عاشقانت میفروشند عیش را….

شب اوّل محرم الحرام
مسجد ارک تهران

عاشقانت میفروشند عیش را, غم میخرند
دل به پاى روضه میریزند ماتم میخرند

باز هم شیر حلال مادران تاثیر کرد
بچه ها دارند از بازار پرچم میخرند

“مثل خاروخس در این سیل به راه افتاده ایم”
باز درهم آمدیم و باز درهم میخرند

ماه ها در یک طرف ماه محرم یک طرف
بیشتر از ماه ها ماه محرم میخرند

اشک ما اینجا فقط این قدر قیمت یافته
ورنه جاى دیگرى عرضه کنى کم میخرند

تا تو را داریم ما, داراترین عالمیم
بچه هاى ما در این خانه حاتم میخرند

این طرف گریان شدیم و آن طرف آباد شد
اشک کالایى ست که در هر دو عالم میخرند

گریه بر مظلوم تکوینا تقرب آور است
در حسینیه مرا,حتى نخواهم, میخرند

مطمئنا روضه اى یا گریه اى در کار هست
هر کجا عصیانى از فرزند آدم میخرند

عده اى دم میدهند و عده اى دم میزنند
پنج تن هم این وسط دارند از دم میخرند

گریه کن زهراست,ما تنها سیاهى لشگریم
باز با این حال اداى گریه را هم میخرند

اولین گریه کن مسلم رسول الله بود
گریه بر دندان مسلم را مسلم میخرند

.

.

منبع: سایت قدیم الاحسان

حاج منصور ارضی

درباره‌ی آبدارچي كاروان

من يك هيچ...و اين آغاز تناقض عاشقانه اي بود كه خدا مقرر كرد برايم.........

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

3 × دو =