فراتر از خبر
خانه | بافه هاي احساس | به مناسبت ۴ سالگی زندگی کاروانی…..
به مناسبت ۴ سالگی زندگی کاروانی…..

به مناسبت ۴ سالگی زندگی کاروانی…..

آدم دوست داره روز تولدش بهترین هدیه ها رو بگیره!

آدم دوست داره روز تولدش آدمایی که دوستشون داره ، بهش تبریک بگن!

آدم دوست داره روز تولدش مهمترین آدمای زندگیش بیان جشن تولدش!

آدم دوست داره روز تولدش شاد باشه!

آدم

دوست

داره

روز تولدش

مدح امیرالمومنین رو بخونه:

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد
شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست
من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم
همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد
کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است
کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:
«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید
می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط
نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-
زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند
دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی
وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی
در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد
بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار
بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

آقای سید حمیدرضا برقعی

مـــنــــبـــــــع

لم داده ام به تکیه گه لن ترانی ات
من سخت راحتم که ندارم نشانی ات

اول تو از پیاله ی هستی چشیده ای
ما نیز میخوریم زجام دهانی ات

عکس مرا بگیر و ببر تا درخت سیب
ای روح آب ، من به فدای روانی ات

در لیله المبیتِ دلم ، زخم کم بزن
شانه مزن به گیسوی عنبر فشانی ات

وقتی به فتح مکه رسیدی مرا بکُش
با ذوالفقار نه ، به لبِ ذوالمعانی ات

احمد به آفتابِ غدیرت رسیده است
ای باغ من ، فدای پیمبر رسانی ات

لفظی بریز و آینه ها را تکان بده
محشر کن ای کلام تو عالم تکانی ات

در پیری ات به جای خدا تکیه میکنی
وقتی رَوی به دوش نبی در جوانی ات

ما سُرمه میخوریم ، اگر منبری تویی
ما ترمه میشویم و عبای یمانی ات

قدِّ تو گر چه چون پسرانت بلند نیست
پیداست رفعت تو از این ‹‹مهر››بانی ات

خورشیدبان تویی که به زهرا مراقبی
ای من فدای مهر تو و مهرَبانی ات

تو صیغه ی اُخُوَّت ما را به خود بخوان
در رکن کعبه یاد اویس یمانی ات

قنبر به خود لیاقت قنبر شدن نداشت
افتاد بین جذبه ی قنبر کشانی ات

دلها ترک ترک شد و باران نمی زند
پس کو عصای موسَوی ابر  رانی ات؟

در صورتم دو برکه هویداست با علی
یعنی منم همیشه غدیر نهانی ات

بگذار تا برات سر و دست بشکنیم
هر چند دستمان نرسد بر گرانی ات

رو کرد مصطفی ورق آخرین خویش
احمد ! فدای آن ورق امتحانی ات

تو روی دست آمده ای پس میا به زیر
رو دست خورده اند رفیقان جانی ات

تو کوهی و به دوش خودت کاه میکشی
بار مرا ببر به همان کهکشانی ات

حیف از تو که به روی زمین پای خود نهی
بالا مکان بمان به همان لا مکانی ات

منبر چو شد برای تو دست رسول عشق
نوبت رسید بر نوه ی ارغوانی ات

آمد علی اصغر و معنی شکفته شد:
من هم علی شدم که کنم هم عنانی ات
آقای محمد سهرابی

مـــنــــبـــــــع

 

خلاصه اینکه

شکر خدا به پای شما پیــــــــــــــر می شویم….

پینوشت:

وقتی در جامعه کبیره می خوانیم:

بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ [اللَّهُ‏] وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ ، وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّرَّ وَ عِنْدَکُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلائِکَتُهُ وَ إِلَى جَدِّکُمْ

بی منطقی منطق! – زندگی کاروانی)

….خدا با شما آغاز کرد

و با شما ختم می ‏کند

و به خاطر شما باران فرو می ‏ریزد

و تنها براى شما آسمان را از اینکه بر زمین فرو افتد نگاه می ‏دارد

مگر با اجازه خودش

و به وسیله شما اندوه را می ‏زداید

و سختى را برطرف می ‏نماید

و نزد شماست آنچه را بر رسولانش نازل فرموده

و فرشتگانش به زمین فرود آورده‏ اند

و به جانب جد شما…

یعنی چی؟

یعنی برپایی انقلاب اسلامی هم با همین انوار مقدس هست!

پس ۲۲ بهمن رو باید به کی تبریک گفت؟!

یوم الله یعنی همین دیگه!

یعنی تجلی اهل بیت علیهم السلام!

یعنی کاری که دست فرد یا افراد نیست!

دست کسیه که نظامــــداری می کنه!!

۲۲ بهمن روز تجلی ولایت امیر المومنینه!

به همین مضمون رو حضرت اقا فرمودن که ۲۲ بهمن عید غدیر ثانی هست!

مردم دوباره حول ولایت جمع شدن

حول حبل الله!

زندگی کاروانی هم بهانه ای بود و هست برای جمع شدن حول معارف امام علیه السلام….

اصن کاروانی ها یه ویژگی برجسته دارن و اون اینه که

تک خور نیستن!

دوست دارن دست همدیگه رو بگیرن

به هم تذکر بدن

همدیگه رو تشویق کنن

تو شادی با همند

تو غم با همند

تو شهادت با همند

………..

یه کلام بخوایم بگیم میشه:

ارواح کاروانی ها تمام و کمال در محضر امام علیه السلام است و بس…

013.jpg

۲-تکرار/ بنظرم هر کس بمیره و منطق ماجرای کربلا رو درک نکنه ، به مرگ جاهلی مرده!

۳- مدح هر امامی رو میخونی به وجد میای

اما

مدح امیر المومنین رو که میخونی

هم به وجد میای

هم

ب غ ض می کنی

درباره‌ی آبدارچي كاروان

من يك هيچ...و اين آغاز تناقض عاشقانه اي بود كه خدا مقرر كرد برايم.........

۶ نظر

  1. باسلام
    تولد زندگی کاروانی مبارک
    انشاالله جشن ۱۰۰ سالگی روجشن بگیریم
    وبشارت دهنده ظهور باشیم انشاالله
    خوب با حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه کی شیرینی تولد ۴سالگیش را میخوریم .

  2. سلام
    انقدر درگیر زندگی شدیم که تقویم هم از دستمون در رفته
    منتظر بودم که تولد کاروانی برسه والان متوجه شدم یه هفته هم گذشته….

    مباااااااااااااااااااااارک باشه
    ان شاالله که خبر ظهور در این سایت کاروانی ها زده بشه و ختم به ظهور بشه.

    سایت بدون ما هم برپاست و کاروان بدون ما هم در گذر است اما ما دلمان شدیدا برای نوشتن در کاروانی ها تنگ شده:(

  3. اینم کادو تولد کاروانی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

1 × 3 =