فراتر از خبر
خانه | بافه هاي احساس | بار و بندیل سفر
بار و بندیل سفر

بار و بندیل سفر

سلام

تموم شد

به همین سرعت

فرجه های امتحان رو میگم!

حالا داریم بار وبندیل می بندیم بریم تهران که امتحان بدیم

ههههعععی….

 

زندگی دقیقا عین فرجه هاست

دلت از بودنش خوشه و می گی حالا کلی وقت دارم

ولی تا می جنبی تمومه و مثل امشب باید بارو بندیل ببندی

 

مرگ و ایام امتحانان هم که دیگه قیاس نکنم:D

خودتون استادید

 

کلی درس نخونده هست

مثل کلی از کارایی که می خوایم از شنبه شروع کنیم:)

 

فرجه نوشت:

-خداییش جدی نگرفتیم فرجه ها رو تموم شد،این چند صباح مونده عمر رو شما جدی بگیر:)

-ایام امتحانات برای ما حقوقی ها چیزی شبیه کماست(رشته های دیگه رو نمی دونم)

پیشاپیش التماس دعا داریم:)

-لب تاب جان رو هم نمی بریم پایتخت و می زاریم خونه تا وسوسه نشیم،اما تبلت جان با ما همسفر میشه که به سایت سر بزنیم . بالاخره نمیشه سر نزنیم که،والا !!پست که نمی زاریم سرم نزنیم؟!

-مثل کسایی شدم که دارن میرن اون دنیا و وصیت می کنن:D

 

دل نوشت:

فقط هوای تو باشد برای نفس کشیدن…بس است

 

خداحافظ نوشت:

اگه یه موقع کمای امتحانات ما رو با خودش برد از همین جا خداحافظی می کنم(آیکون هق هق گریه)

اگرم زنده موندم گزارش ایام امتحانات رو میدم:)

حلال کنید دیگه

 

این بیت هم یهویی از شهریار یادم اومد:

شرط هواداری ما شیدایی و شوریدگی ست

گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا

 

….

 

درباره‌ی بيوسا

مــــن ، یک جـــــامانده از کـــاروان . . .

۲ نظر

  1. موفق باشید 🙂

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

دو × یک =