فراتر از خبر
خانه | چند جرعه شعر | پیداست رفعت تو از این ‹‹مهر››بانی ات !
پیداست رفعت تو از این ‹‹مهر››بانی ات !

پیداست رفعت تو از این ‹‹مهر››بانی ات !

VN:F [1.9.22_1171]
امتیاز: ۵.۰/۵ (۱ امتیاز)

میشه ولادت حضرت زهرا سلام الله لیها مدح مولا رو نگفت؟ این شعر رو قبلا تو اینستا و تو سایت گذاشته بودیم اما راجع بهش حرف نزده بودیم! فوق العادس….

لم داده ام به تکیه گه لن ترانی ات
من سخت راحتم که ندارم نشانی ات
اول تو از پیاله ی هستی چشیده ای
ما نیز میخوریم زجام دهانی ات
عکس مرا بگیر و ببر تا درخت سیب
ای روح آب ، من به فدای روانی ات
در لیله المبیتِ دلم ، زخم کم بزن
شانه مزن به گیسوی عنبر فشانی ات
وقتی به فتح مکه رسیدی مرا بکُش
با ذوالفقار نه ، به لبِ ذوالمعانی ات
احمد به آفتابِ غدیرت رسیده است
ای باغ من ، فدای پیمبر رسانی ات
لفظی بریز و آینه ها را تکان بده
محشر کن ای کلام تو عالم تکانی ات
در پیری ات به جای{کنار}خدا تکیه میکنی
وقتی رَوی به دوش نبی در جوانی ات
ما سُرمه میخوریم ، اگر منبری تویی
ما ترمه میشویم و عبای یمانی ات
قدِّ تو گر چه چون پسرانت بلند نیست
پیداست رفعت تو از این ‹‹مهر››بانی ات
خورشیدبان تویی که به زهرا مراقبی
ای من فدای مهر تو و مهرَبانی ات
تو صیغه ی اُخُوَّت ما را به خود بخوان
در رکن کعبه یاد اویس یمانی ات
قنبر به خود لیاقت قنبر شدن نداشت
افتاد بین جذبه ی قنبر کشانی ات
دلها ترک ترک شد و باران نمی زند
پس کو عصای موسَوی ابر رانی ات؟
در صورتم دو برکه هویداست با علی
یعنی منم همیشه غدیر نهانی ات
بگذار تا برات سر و دست بشکنیم
هر چند دستمان نرسد بر گرانی ات
رو کرد مصطفی ورق آخرین خویش
احمد ! فدای آن ورق امتحانی ات
تو روی دست آمده ای پس میا به زیر
رو دست خورده اند رفیقان جانی ات
تو کوهی و به دوش خودت کاه میکشی
بار مرا ببر به همان کهکشانی ات
حیف از تو که به روی زمین پای خود نهی
بالا مکان بمان به همان لا مکانی ات
منبر چو شد برای تو دست رسول عشق
نوبت رسید بر نوه ی ارغوانی ات
آمد علی اصغر و معنی شکفته شد:
من هم علی شدم که کنم هم عنانی ات
.
شاعر:
آقای محمد سهرابی

.

.

پینوشت:

۱-

بدون هر گونه اغراق یا بزرگنمایی

من اگه مسئول نگارش کتب درسی بشما

کلا کتب دینی دبیرستان رو جمع می کنم

و این شعر رو جاش میدم به بچه ها

یعنی هر بیتش کلی حرف داره

حرف که میگم یعنی معارف ناب ها!

چون تو این شعر هیچ گونه بزرگنمایی وجود نداره

و تماما حقیقته!

۲-

اما عکس زیر خیلی حرف داره و باید به عکاسش دست مریزاد گفت!

بنظرم تجسم همین بیت هست:

حیف از تو که به روی زمین پای خود نهی
بالا مکان بمان به همان لا مکانی ات

11005007_661011730687342_1885781457_n

۳-

شاعر چقدر قشنگ میگه:

قدِّ تو گر چه چون پسرانت بلند نیست
پیداست رفعت تو از این ‹‹مهر››بانی ات
خورشیدبان تویی که به زهرا مراقبی
ای من فدای مهر تو و مهرَبانی ات

یعنی آخرشه ها!

۴-

لازم باشه صد دفه دیگه اینو بازنشر میدیم!

مدح مولا که تکراری نمیشه…

۵-

بچه ها معمولا شعر من بچه شیعه هستم رو حفظ می کنن

بنظرم

این شعر رو ماها باید حفظ کنیم

و مثل زیارت نامه هر روز بخونیم…

پیداست رفعت تو از این ‹‹مهر››بانی ات !, ۵.۰ out of ۵ based on ۱ rating

درباره‌ی آبدارچي كاروان

آبدارچي كاروان
من يك هيچ...و اين آغاز تناقض عاشقانه اي بود كه خدا مقرر كرد برايم.........

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*