فراتر از خبر
خانه | خاكريز سايبري | همه چیز آنجاست ::
همه چیز آنجاست ::

همه چیز آنجاست ::

VN:F [1.9.22_1171]
امتیاز: ۰.۰/۵ (۰ امتیاز)

باسلام

بعد از چند وقت که امتحانات الهی را گذراندم دوباره برگشتم البته مطالب را میخواندیم واگر وقت داشتیم نظر مینوشتیم
:)ایکون تقویت روحیه

خب در گشت گذار دروبرگردی شبانه بودم که با این پست برخوردم که جالب امد

در رابطه با فیلم همه چیز انجاست

احادیث زیادی نقل شد

اینم یه گوشه از حوادث

دعا کنیم وضعمون روبه راه بشه

الهی امین

«همه چیز آنجاست»؛ کافیست خوب ببینیم
تلاش برای دور هم جمع شدن خانواده؛ احیای رویه‌ای است که به تدریج در حال فراموشی بود،
«همه چیز آنجاست»؛ عنوانی است که شاید در نگاه اول کمی عجیب به نظر برسد آن هم برای سریالی داستانی- خانوادگی، اما اگر مخاطب این سریال باشید حتماً پی خواهید برد که با اثری مواجه هستید که متفاوت از فضای بسیاری از آثار تلویزیونی امروز تلاش می‌کند مفهوم واقعی خانواده و سبک درست زندگی کردن را مطرح کند و به نظر می‌رسد تا حدودی هم در امر موفق بوده است.

داستان با آغاز زندگی دو نفر آغاز می‌شود و از همان ابتدای امر شاهد این هستیم که مراسم، نوع پوشش‌ها، نحوه برگزاری و حتی جدا بودن مردان از زنان در این عروسی همه نشان از در حریم خانواده ایرانی و مسلمان بودن را منعکس می‌کند.
در ادامه «همه چیز آنجاست» نیز مانند بقیه مجموعه‌های داستانی برای ادامه و حیات خود احتیاج به گره دارد و مشکلات اقتصادی که یک تولید کننده (پدر خانواده فرهمند) گریبانگیر تمامی اعضای خانواده می‌شود و اینجاست که مشاجره‌های خانوادگی با وجود تمام حُسن‌های این خانواده به رخ مخاطب کشیده می‌شود، اما در اختلاف و دعواهای بین دو برادر (مهدی و مهران) نیز مسائل با وجود دلخوری نهایتاً با ادب و احترام ختم به خیر می‌شود.
حتی در روابط بین عروس و مادر شوهر علی رغم اخلاق تند مادر شوهر (با بازی مهرانه مهین ترابی) با عروس خود (پرستو با بازی الهام حمیدی) شاهد این هستیم که ادب و احترام با وجود قاطعیت در برخورد عروس خانواده بسیار پررنگ حس می‌شود.

۳۴۳۰_note.jpgیکی دیگر از نکات قابل توجه در سیر این داستان بحث ازدواج و نقش موثر خانواده در این مهم است، اینکه مهران با دختر مورد علاقه‌اش در دانشگاه آشنا می‌شود و برخلاف بسیاری از روابط، هر دو به این امر اصرار دارند که روابطشان در چارچوب خانواده‌ها بوده و به ازدواج ختم شود و حتی در موردی که در داستانی فرعی، دوست مهرنوش (دختر خانواده) در رابطه با نامزد خود اسماعیل دچار بحران می‌شود این خانواده و بحث مشاوره است که می‌تواند مشکلات را تعدیل کند، حتی وقتی مهرنوش دختر خانواده با تحمیل شدن شرایط جدید زندگی به او و خانواده تمام حواس خود را روی ازدواج با فردی ثروتمند به هر قیمتی متمرکز می‌کند مدیریت این مسئله بغرنج توسط خانواده بسیار خوب و زیرکانه به تصویر کشیده می‌شود و شاید راهکاری برای خانواده‌هایی باشند که تجربه‌ای مشابه را در واقعیت لمس کرده‌اند و نمی‌دانند برخورد مناسب با ماجرا چیست.
شخصیت سحر بزرگمهر و بحث ازدواج موقت و مشکلات دیگر آن از داستان‌هایی است که به دلیل مدیوم تلویزیون شاه‌حسینی زیاد نتوانسته روی آن مانور دهد.

البته در این بین شاید می‌شد از شهرام شاه‌حسینی که تا کنون مجموعه های تلویزیونی قابل قبولی را ارائه داده، ظرافت بیشتری را در به نمایش گذاشتن بعضی از روابط خانوادگی انتظار داشت، به عنوان مثال در خانواده ای متدین و تقریباً سنتی احترام مهم‌ترین رکن بین اعضا را تشکیل می‌دهد اما در اکثر مواقع این احترام دو جانبه بین مهرنوش و مهران و مادرشان دیده نمی‌شود و به نظر می‌رسد جور این کم کاری آن‌ها به دوش مهدی و همسرش افتاده است!
البته این مشکل در خانواده دختر مورد علاقه مهران نیز به چشم می‌خورد و دختر کوچک خانواده به نوعی طرد شدگی دچار می‌شود در خودخواهی و افسردگی‌اش به شبکه‌های اجتماعی و دستکاری هر روزه ظاهرش مشغول می‌شود اما با وجود اینکه مابه ازای این دختر در جامعه ما کم نیست شاید امکان به تصویر کشیدن بهتری برای این کاراکتر وجود داشت تا اینکه خیلی گل درشت در کل مجموعه به چشم بخورد و نوعی تناقض آزاردهنده را ایجاد کند.

۳۴۲۹_note.jpg البته نباید از این نکته چشم پوشی کرد که به نمایش گذاشتن تلاش مهدی برای دور هم جمع شدن خانواده- که گسست آن مشکلاتی مثل طلاق و اعتیاد و تنهایی را به بار آورده- قابل تقدیر و احیای رویه‌ای است که به تدریج در حال فراموشی بود، اما رفتار تمامی اعضای خانواده با کاراکتر عمه ثریا کمی تأمل برانگیز است.

با تمامی این اوصاف خانواده؛ نهادی است آسمانی و مقدس که همه چیز آنجاست کافیست خوب ببینید. به نظر نگارنده تمام تلاش این سریال برای رسیدن مخاطب به این مفهوم است.

امیدوارم همه عاقبت بخیر بشیم دعاکنیم برای همدیگر

منبع :سایت سبک زندگی اسلامی

درباره‌ی سلما

سلما
و همین بس که قافله سالارمان ، حسین بن علی هست و به پیروی از آن هم شهداي هشت سال دفاع مقدسمان و صبوری دخت شاه عرب حضرت زینب که برای همسران دختران لاله های ایران زمین اسوه هستند و خواهند بود و به احترام پلاک های موجود در آسمان ها ، نامم را " سـَــلــمــا " ، دختر شهید عباس بابایي قرار میدهم... بسم ربّ الشهدا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*